محمد حسين آخوندى

34

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى )

فلسفه اسلامى گرچه با ترجمهء فلسفهء يونان شروع شد ، ولى در همان ابتدا توسط فارابى و ابن سينا تحولات چشم‌گيرى پيدا كرد « 1 » و در فلسفهء اشراق نيز تكاملى ديگر يافت . امّا در فلسفهء ملا صدرا تحول اساسى رخ داد ، به طورى كه ستون فقرات فلسفهء اسلامى كنونى هيچ شباهتى به فلسفهء يونان ندارد و تماما حاصل كار فلاسفهء اسلامى بوده ، و اسلامى بودن آن‌ها در واقع همان تأثيرپذيرى آن‌ها از تعاليم كتاب و سنت است كه در بخش‌هاى بعدى روشن‌تر مىشود . مسائل فلسفهء اسلامى را مىتوان به دسته‌هاى مختلفى تقسيم كرد و نشان داد كه چه مقدار از اين فلسفه ، يونانى است و چه مقدار از ابتكارات مسلمانان است . با توجه و

--> - تاريخى زيادى با ما ندارند و دست تطاول ايام نتوانسته است تمام آثار آن دوره‌ها را محو كند كم‌وبيش آثار فلسفى باقى مانده است . از آثار دوره‌هاى بالنسبة قديم از همه بيش‌تر و بهتر آثار نهضت عظيم علمى و فلسفى يونان كه تقريبا از دو هزار و شش‌صد سال قبل آغاز مىشود باقى مانده است ، زيرا از آن وقت تاكنون فترتى كه موجب محو و نابودى كلى آن آثار بشود حاصل نشده است . نهضت فكرى در كرانه‌هاى آسياى صغير و يونان پديد آمد ، در اسكندريه تعقيب شد و هنگامى كه حوزهء اسكندريه و آتن رو به نابودى و اضمحلال كلى مىرفت و ژوستى نين ، امپراطور روم شرقى در 529 ميلادى دستور تعطيلى دانشگاه‌ها و بستن درهاى مدارس آتن و اسكندريه را داد دانشمندان از بيم ، متوارى شدند و حوزه‌هاى تدريس و تعليم به هم خورد ، در يك قطعه ديگر جهان نهضت ديگرى با طلوع نيّر اسلام آغاز شد و مقدمات مدنيّت جديد و عميق ديگرى پديد آمد . در اثر تشويق و تجليلى كه از طرف پيشواى عظيم الشأن اسلام و اولياى بزرگوار دين از نظام دانش و دانشجويى شد شعله طلب علم دو مرتبه در دل‌ها روشن گشت تا آن‌كه تمدن وسيع و عظيم اسلامى به وجود آمد ؛ رشته‌هاى مختلف علوم تدوين و تنظيم شد ، كتاب‌ها از زبانهاى مختلف و بيش از همه كتب يونانى ترجمه شد ، مدارس و دانشگاه‌ها از نو تأسيس گشت ، كتابخانه‌ها پديد آمد ، شهرهاى بزرگ كشور پهناور اسلامى مهد علوم و محل آمد و شد محصلين گشت ، از اروپاى فعلى و ساير نقاط جهان محصلين به كشورهاى اسلامى اعزام شد تا آن كه بالأخره پس از گذشتن چند قرن تحوّل جديد در اروپا و در عالم علوم و دانش ، رخ داد آن‌چه رخ داد . ولى چيزى كه از نظر تاريخ مسلم است اين است كه يونان قديم نيز سرمايه‌هاى اصلى معلومات خويش را مديون مشرق‌زمين است و همه دانشمندان بزرگ آن‌جا مسافرت‌ها به مشرق كرده‌اند و از اندوخته‌هاى دانشمندان مشرقى بهره‌مند گشته و پس از عودت ، در وطن خود منتشر ساخته‌اند . . . » ( مجموعه آثار ، ج 6 ، ص 28 - 29 ) . ( 1 ) - به عنوان مثال ، وجود و ماهيت در فلسفه ارسطو مطرح شد و در فلسفه فارابى و ابن سينا نيز مطرح شد ، ولى در فلسفهء ارسطو وجود به جوهر و عرض تقسيم شد و اين تقسيم ( وجود ، ماهيت ) ديگر فايده‌اى نبخشيد ، در حالى كه فارابى و ابن سينا در فلسفهء خود با جداكردن حيث معنايى و خارجى وجود و ماهيت و عروض تحليلى وجود بر ماهيت ، مسئلهء وجوب و امكان و اثبات واجب و خالق را مطرح كردند و به صفات واجب الوجود بالذات پرداختند ؛ چيزى كه از اساس در فلسفهء ارسطو خبرى از آن نبود . . . ( براى مطالعه بيشتر ر . ك : دروس فلسفه مشاء به قلم نگارنده ) .